با مادرم همراه، زندگینامه خودنوشت سیمین بهبهانی

قیمت: ۲۵,۰۰۰ تومان
تخفیف: ۰ درصد
قیمت نهایی: ۲۵,۰۰۰ تومان
افزودن به سبد خرید

  • عنوان کتاب:با مادرم همراه، زندگینامه خودنوشت سیمین بهبهانی
  • دسته بندی: زندگی نامه ها
  • نویسنده:سیمین بهبهانی
  • ناشر:انتشارات سخن
  • تعداد صفحات:508
  • قطع کتاب:رقعی
  • کد محصول:BKM3060

توضیحات کتاب با مادرم همراه، زندگینامه خودنوشت سیمین بهبهانی

کتاب پیش رو زندگینامه خودنوشت سیمین بهبهانی است با یادنگاره هایی از زندگی مادر او. گردش ذهن در این اثر، همزمان، به گذشته و حال و آینده معطوف می شود. از این رو، شنیده های پیش از تولد نویسنده (1306) و رویدادهای پس از درگذشت مادرش (1354) در این حسب حال، بسته به مناسبت، روایت شده است.

 

یادداشت دکتر سیدحسین مجتهدی درباره کتاب

کتاب «با مادرم همراه» زندگینامه یکی از شاعران تاریخ ادبیات ایران است که رشد و تحول چنین شخصیتی را از کودکی تا درگذشت مادرش عرضه می‌کند، گوشه‌هایی از تاریخ فرهنگی‌– اجتماعی معاصر ایران را از جهت روانکاوانه باز می‌نماید و متنی در‌خور تحلیل و تفسیر را می‌آفریند. همان‌گونه که فرد در فرآیند روانکاوی شدن، در بستری قرار می‌گیرد، که گذشته تا حال را به گونه‌ای نمادین (یعنی کلامی) بازسازی می‌کند و تجربه‌های روانی گذشته زمانی‌که در حال حضور دارند و گذشته روانی محسوب نمی‌شوند را بازآفرینی می‌کند تا بتواند به تحلیل، حل و فصل و بازسازی آن‌ها دست یابد، به بینشی به لایه‌های نهان ضمیر ناآگاه برسد، گذشته را تاریخی سازد و برخی ریشه‌های مسایل کنونی‌اش را در آن گذشته به ویژه کودکی بجوید و بیابد، این متن نیز فرا‌تر از یک گزارش زمانی، با تداعی‌های روایتگرش پیش می‌رود و در زمانی سیال، خاطره‌ها، تصور‌ها، خیال‌ها و اندیشه‌های روایتگر را در کلام بازتاب می‌بخشد و هیجان‌ها، احساس‌ها و عاطفه‌های همسو با تجربه روانی فرد خویش را آشکار می‌کند و کلامش پژواک آن‌ها می‌شود. در این نوشتار به برخی از محور‌های روانکاوانه متن پرداخته می‌شود، تا از افق و چشم‌اندازی دیگر این متن باز‌خوانی شود و از جنبه‌هایی که شاید بیشتر ریشه در ناآگاه دارند، پرده‌گشایی شود، هرچند که شاید نتواند همه لایه‌ها را تا ژرفا بپیماید، چرا که همیشه ردپایی از ناگفته‌هایی هست که به ساحت کلام در نیامده‌اند. کتاب «با مادرم همراه» توسط انتشارات «سخن» منتشر شده است.


یادمان، خیال و تصور
این سه مفهوم کلیدی در روانکاوی فرویدی، که با یکدیگر در تعاملی روان‌شناختی قرار می‌گیرند، برای درکی ژرف‌تر از متن «با مادرم همراه» می‌توانند یاریگر باشند، که به‌گونه‌ای فشرده به آن‌ها در بستر این نوشتار پرداخته می‌شود.
الف) یادمان: یادمان گونه و نوعی از رخدادهاست، که خود را در حافظه مندرج می‌سازد. «رد یاد‌ها» به گونه‌هایی مختلف و زمانمند در نظام روانی باقی می‌مانند و در تجربه‌های روانی، واکنش‌ها و تفسیرهای سوژه خود را می‌نمایانند. یادمان‌گاه در ضمیر آگاه همراه با عاطفه، احساس و هیجان است و‌گاه خود و مجموعه هیجانی منظم به آن، به ضمیر ناآگاه ۱۱ با سازوکار دفاعی ۱۲روانی واپس‌زنش رانده می‌شود و‌گاه از مجموعه هیجانی منظمش مجزا می‌شود و یادمان برهنه از احساس، به‌سان تصویری در آگاه می‌ماند و عاطفه‌های مجزا شده‌اش به ناآگاه واپس‌زده می‌شوند اما از میان نمی‌روند و از راه‌هایی چون رویا، خیال، لغزش‌های کلامی یا نشانه‌های بیماری‌های روان‌شناختی بروز و ظهور می‌یابند.


ب) خیال: خیال شکل‌های گوناگونی دارد، که همه در خدمت ارضای میل هستند. خیال‌پردازی‌های آگاهانه که رویاهای روزانه هستند، خیال‌پردازی‌های نا‌آگاهانه، که در روانکاوی خود را می‌نمایانند و خیال‌های آغازین، سوژه را قادر می‌سازند که میل را در واقعیت روان ارضا کند، اگر جهان بیرون همراه و کامبخش نیست در این واقعیت روانی محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها رنگ باخته‌تر از واقعیت بیرونند.
پ) تصور: تصور باز‌تولید ادراکی پیشین است، که فروید آن را در برابر عاطفه قرار می‌دهد. و در استمرار نظریه‌اش تصور را به دو قسم عمده تقسیم می‌کند: تصور لغت و تصور شیء. تصورهای شیئی که ضمیر ناآگاه را مشخص می‌سازند، در پیوند‌های بی‌واسطه با شیء هستند، که تجلی آن‌ها در ادراک کودکان و نیز ادراک متوه‌مان قابل تجربه است. ولی تصور‌های لغت به ضمیر پیش‌آگاه- آگاه متعلق‌اند و بر مبنای طبیعت شنیداری از واژه مشتق می‌شوند که با کلامی‌سازی و آگاه‌گردانی در پیوندند.


متن، راوی و روایت
راوی در سراسر روایت خویش که آفرینش متنی ماندگار است، سه پایگاه روانی را متجلی و همراه می‌سازد.
الف) «آن من» نگارنده: «آن من» در روانکاوی خاستگاهی در دستگاه روانی است، که با پیروی از «اصل واقعیت» هم خواهش‌ها و می‌ل‌های بن و نهاد روان (که «آن او» نامیده می‌شود) که تابع «اصل لذت» است را در نظر می‌گیرد و هم به فرمان‌های ارزشی – اخلاقی و باید و نبایدهای «فرامن» گوش می‌سپارد و با توجه به جهان واقع می‌کوشد با مصالحه بین پایگاهی، واکنشی روان‌شناختی را انتخاب کند، که هر سه بعد را در آن لحاظ داشته باشد. قسمتی از این پایگاه روانی بیشتر پیش‌آگاه – آگاه است و سازوکارهای دفاعی روانی‌اش در ضمیر ناآگاه است. در متن «با مادرم همراه»، روایت بر پایه و با محوریت «آن من» راوی پیش می‌رود و راوی بدون سانسور آگاهانه از می‌ل‌ها، پرخاش‌ها، آرزو‌ها، اشتیاق‌ها، درد‌ها، شرم‌ها، ترس‌ها و... دیگر هیجان‌های خود سخن می‌گوید و اینکه چگونه‌گاه در تعارض با نظام اخلاقی – ارزشی‌اش قرار می‌گرفته‌اند و او چگونه به این تعارض‌ها پاسخ داده است.


ب) «من – آرمان» و «آرمان – من» نگارنده: وقتی که «آن من» در روند رشد و تحول روانی – جنسی، والدین را «درون‌فکنی» کرده، به «همسان‌سازی» با آنان می‌پردازد، به نوعی به «آرمانی‌سازی» ایشان دست می‌یازد، چرا که آنان را به عنوان قدرت‌های «همه توان» باز می‌شناسد و جانشین خودشیفتگی نخستین گمشده‌اش - که در آن حالت کودک خود را محور و مرکز جهان می‌بیند – می‌سازد. این تصور آرمانی بعد‌ها، از طریق سازوکار روانی انتقال، به دیگر ابژه‌های مهم زندگانی فرد منتقل می‌شود و الگو‌ها، اسوه‌ها و شخصیت‌های آرمانی بعدی فرد را در طول زندگانی می‌سازد. هرچند که در روند معمول رشد و تحول روانی بنا آن است، که تصویر‌های آرمانی مطلق، نسبی شوند و همان‌طور که باید کودک روزی دریابد، والدین او (هر دو یا یکی از آن‌ها) دارای همه صفت‌های مثبت عالی (‌ترین) نیستند، برای شخصیت‌های آرمانی بعدی نیز این اتفاق قرار است بیفتد، اگرچه بسیاری اوقات به دلایل روانکاوانه، فرد در برابر از دست دادن تصویر آرمانی، ناآگاهانه مقاومت می‌کند، چرا که داشتن ایده‌ای آرمانی برای سرمایه‌گذاری روانی بسیار ارضا‌گر و کامبخش است تا آنکه به تعبیر اقبال لاهوری، فرد «تراشیدم، پرستیدم، شکستم» را تجربه کند. در اینجا باید تاکید شود، که «آرمان – من» می‌تواند کاملا تنها در جهان روانی فرد حضور و معنا بیابد و با واقعیت بیرونی پیوندی قوی نداشته باشد. در این متن، ابژه آرمانی راوی در بستر روایت رخ می‌نمایاند. نخست ابژه آرمانی، «مادر» است. کسی که نامش در قلب عنوان متن است. و آنگونه در روان راوی درون فکنده است که می‌گوید: «تکرار سرنوشت خودم» (صفحه ۳۵). برای راوی مادر اینگونه تجربه شده است: «شاعر، نویسنده بود، حکیم بود، همسر و یاور خانه‌دار بود، از دوستانش نیز غافل نبود» مادر راوی به علوم طبیعی، ادبی، دینی، زبان‌های خارجه، هنر موسیقی و شعر علاقه‌مند بوده است (صفحه ۳۶) و برای دست یافتن به آن‌ها تلاش کرده و جایگاهی درخور یافته بوده است و می‌بینیم که راوی نیز با مادر درون‌فکنده همسان‌سازی کرده و در همین حوزه‌ها کوشیده است و در یکی از آن‌ها (شعر) که موسیقی، ادبیات و آگاهی‌های اجتماعی را نیز در خود دارد، به جایگاهی رفیع رسیده است. وی نخست به تحصیل مامایی، سپس حقوق پرداخته است. زبان‌های خارجه به ویژه فرانسه و عربی را آموخته، در وادی موسیقی نیز تلاشگر بوده است. ویژگی دیگر مادر تکثرگرایی اوست. هویت دینی او در نفی دیگری نیست. هرچند از سلاله شیخ صدوق و خود نیز فردی باورمند است، اما به وادی جزم‌اندیشی نمی‌غلتد. معلم موسیقی‌اش کلیمی، پزشک فرزندش مسیحی است و با آن‌ها رابطه‌اش نه از جنس تخصص صرف که همراه با تعامل عاطفی و احترام‌آمیز و مهر‌برانگیز است. ارزش‌های دینی مادر، داورانه و خویش خدای‌انگارانه نیست. در سراسر آثار سیمین هم‌زیستی صلح‌آمیز اندیشه‌ها تبلور دارد. مادر، نخستین «دیگری بزرگ» کودک به تعبیر روانکاوی لکانی است. از این روی تایید او برای تصمیم فرزند سرنوشت‌ساز است. وقتی مادر نخستین رشته دانشگاهی راوی را تایید می‌کند، که: «....... تو در کمک به امر خلقت به خدمت مخلوق خدا در خواهی آمد» (صفحه ۳۲۵) و آن را لیاقت بر می‌شمرد، موجب می‌شود، که به تعبیر خود با عشق به مدرسه مامایی رود (صفحه ۳۲۶)، هرچند برخی دیگر، بازخوردی چندان مثبت نشان نمی‌دهند. باری این دیگری بزرگ نخستین، در ابژه‌ای آرمانی درون‌فکنده که مرجع همسان‌سازی‌های راوی است، تا به امروز در وی حضوری نمادین دارد که در هویت کنونی راوی چه در متن‌هایش و چه در سلوک اجتماعی و نقش‌آفرینی‌های سیاسی-اجتماعی‌اش، خود را می‌نمایاند. ابژه آرمانی دوم کسی است که در سراسر روایت، در جایگاه مخاطب نگارش راوی می‌نشیند. آنکه پیوسته با عنوان «‌ای مهربان» در سرآغاز هر فصل منادا قرار می‌گیرد. نخستین خطاب در مرزهای رویا و بیداری است.


پ) «فرامن» نقاد: در سراسر روایت پایگاهی روانی در راوی حضور دارد که پیوسته با کلامی سرزنش‌گر، ملامت جو، ناقد و‌گاه تحقیر‌گر و مهاجم، بی‌رحم و بی‌مهابا بر احساس‌ها و اندیشه‌های راوی می‌تازد. به تعبیر راوی، این «مدعی پابرهنه» (صفحه ۱۸۷) مراقب است تا او دروغ نگوید، سانسور نکند، مرتکب ناشکری نشود و قدر نعمت بداند، هیجان‌ها و اندیشه‌های‌ناپذیرفتنی‌اش را، کاستی‌ها و ناتوانی‌هایش را پشت نقابی پنهان نسازد و در حقیقت وجدانی سختگیر و خرده‌گیر و عیب‌جوست که راوی را راحت نمی‌گذارد.


عشق و عشق ابژه
متن، بازتابگر سرمایه‌گذاری‌های عاطفی-هیجانی راوی بر ابژه‌هایی است که در محیط زندگانی خود و نیز در فضاهای ذهنی وی حضور داشته‌اند و دارند. فرزند آدمی برای خروج از خودشیفتگی، باید به آن درجه از تحول‌یافتگی روانی برسد که انرژی لیبیدویی (زیست‌مایه روانی – جنسی) خود را بر ابژه‌های بیرون از خود نیز سرمایه‌گذاری کند و با این انرژی به تصرف روانی آن ابژه بپردازد. این سرمایه‌گذاری لیبیدویی عشق خوانده می‌شود که چون رنگین‌کمان طیف‌های مختلف دارد از عشق به زندگانی، دانستن، آرمان‌ها و... تا به پدر و مادر، همشیرگان، دوستان، همنوعان و.... خود را می‌تواند بگستراند که یکی از ویژه‌ترین این عشق‌ها، عشق دیگر جنس‌کامانه است. راوی به گواه روایتش، با دو ابژه، به چکاد چنین عشقی گام نهاده است. ابژه نخست «عمو دکتر» بوده است. «در که وا کرد انگار یه چیزی از تو سینه‌ت هری ریخت پایین» (صفحه ۹۸) این عشق که در کودکی متولد می‌شود، در نوجوانی رنگ و بویی دیگر به خود می‌گیرد (صفحه ۲۲۹) اگرچه به انجام نمی‌رسد، اما با راوی باقی می‌ماند، چرا که: «از کودکی تا هنگام مرگش برایم حامی و مراقب و دوستی راستین و بی‌توقع بود.» (صفحه ۱۷۹) نخستین شکست عشقی نیز با همین ابژه، تجربه می‌شود. عشقی از این دست، انحصارطلب و رقابت‌جوست و معشوق را نمی‌تواند با دیگری تقسیم و تسهیم کند، از این روی وقتی ابژه عشق خود را با دیگری، دست در دست و قصه‌گو و سرمست می‌بیند، به تعبیر خودش: «قلبم فرو ریخت» (صفحه ۳۳۵) اما این شکست عشقی، آنسان روان او را جریحه‌دار ساخت که روان نتوانست بار آن را به دوش کشد و جسم زبان ضمیر ناآگاه و روان جراحت‌دیده شد، به ویژه آنکه این درد نمی‌توانست برای کسی به گفتار درآید و از این روی با ساز‌و‌کار دفاع روانی «تبدیل» ۴۰، درد روان، جسمانی شد. (صفحه ۳۳۵) و این سازوکار دفاعی روان باز تکرار می‌شود، درد ناشناخته‌ای که ناآگاهان به وهم نسبتش می‌دهند، حال آنکه «روان – تنی» است، دردهایی جسمانی با منشأ‌هایی روانی و نه فیزیولوژیک که معاینه‌گر از تشخیصش ناتوان بوده است (صفحه ۴۱۸) در این نوع بیماری‌ها، همان‌گونه که گفته شد، با تبدیل مساله روانی به نشانه بیماری جسمانی مواجهیم و این نشانه نمادی است که ریشه‌اش در ضمیر ناآگاه سوژه می‌باشد. ابژه دیگر در این راستا، همسر دوم است. «آن مرد همراه» را تا فراسوی لذت تجربه می‌کند و از لذت عشق به درد عشقی می‌رسد که نمی‌خواسته آسان از دست بدهد، لذت به صورت درد تجربه می‌شود و بارانه مرگ در پیوند قرار می‌گیرد. اولین مردی که هر دختر به گونه معمول تجربه می‌کند، پدر است. اما راوی از آغاز زندگانی با غیاب‌های پدر روبه‌روست. تبعید سیاسی پدر و سپس جدایی‌اش از مادر. خشم‌هایی را با پدر تجربه می‌کند که تایید ضمنی مادر را در پی دارد، چرا که تصویر پدر به‌دلیل رابطه‌اش با مادر مخدوش شده است با این همه طنین روایت، آنگاه که عباس خلیلی را توصیف می‌کند، حماسی می‌شود و آنگاه که وی را نقد می‌کند، شرایط مرد‌سالار آن زمان مطرح می‌شود و نقد بیشتر عقلانی است تا هیجانی. اما مهم‌ترین ابژه مردانه کودکی، پدربزرگ است، که در این مورد، راوی به صراحت بیان می‌دارد: «آن‌قدر مهربان بود که حس اعتماد به مردان را برای همه عمر در من برانگیخت.» انتقال این رابطه به روابط بعدی، آن‌قدر پایا و توانا بوده است، که با وجود همه تجربه‌های منفی وی از مردان، نیز رابطه نارضایتمندانه با همسر اول، مرد ستیز نشده است. اما این ناکامی‌ها راهی دیگر در روان او می‌گشاید. گرایش به نقشی قربانی‌گونه که تقدیر یا سیستمی مردسالار به او و مادر، به عنوان زن تحمیل کرده است. در جایی دیگر هم سرنوشت خود با مادر را اینگونه تبیین می‌کند: «هر دو قربانی شرایط مردسالاری آن زمان بودیم.»
نکته مهم روانکاوانه دیگر در پیوند

با عشق و عشق ابژه، مفهوم «فقدان» است. از دست دادن یا ترس از دست دادن، تهدیدی است که دلبستگی را ناامن و بی‌ثبات می‌سازد و تشویش و اضطرابی روان‌شناختی پدید می‌آورد. در سراسر متن شاهد آنیم که راوی تجربه‌گر فقدان است. از فقدان‌های مقطعی پدر، تا تجربه مرگ برادر کوچک «عادل‌پور، پدربزرگ و... که تجربه می‌کند اما شاید مهم‌ترین آن‌ها، فقدان‌های موقت مادر بوده است: «همه امید زندگی‌ام مادر بود، وقتی که دیر‌تر از معمول به خانه می‌آمد گریه می‌کردم.» راوی نیز تلاش‌گری‌های اجتماعی و سیاسی خود را در سراسر عمر، اصلاحگرانه پی‌می‌جوید، اگر خط قرمز مادر منافع ملی بوده است و وقتی درمی‌یابد فرقه و حزب توده پشت شعارهای برابری‌خواهانه دل در گرو منافع «برادربزرگ» دارند و به میهن و ملت به گونه‌ای مستقل و آزاد نمی‌اندیشند، چون بسیاری از افراد هم‌عصرش از آنان روی برمی‌تابد. راوی نیز در سراسر آثارش، نظم و نثر، از فرهنگ و ادب ایران زمین گفته و سروده و برای اعتلا و ارتقای آن کوشیده است.

 

با مادرم همراه، انتشارات سخن

افزودن به سبد خرید

کتاب های مشابه با مادرم همراه، زندگینامه خودنوشت سیمین بهبهانی

کتاب های دیگر از سیمین بهبهانی

کتاب های دیگر از انتشارات سخن